الشيخ أبو الفتوح الرازي
88
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بگو ( 1 ) مىپرستيد جز ( 2 ) خداى آنچه توانايى ندارد مر شما را زيانى و نه سودى ؟ و خداى اوست شنوا و دانا . بگوى اى اهل ( 3 ) كتاب ( 4 ) از حدّ مگذريد ( 5 ) در ( 6 ) دين خويش بنا حق و پس روى مكنيد خواستهاى ( 7 ) گروهى بدرستى كه گمراه شدند پيش از اين و گمراه كردند بسيارى و گمراه شدند از راه راست ( 8 ) . [ 22 - ر ] نفرين كرده شدند ( 9 ) آنان كه نگرويدند ( 10 ) از فرزندان يعقوب بر زبان داود و عيسى پسر مريم به آنچه نافرمانى ( 11 ) كردند و بودند از حد گذرندگان . بودند نه باز بودن ( 12 ) از ناشايست بد كردند ( 13 ) ، بد است ( 14 ) آنچه بودند مىكردند . بينى بسيارى از ايشان دوستى مىكردند آن كسانى كه نگرويدند ( 15 ) ، بد است آنچه پيش بودند مر اينان را تنهاى ايشان كه خشم كرد ( 16 ) خداى بر ايشان و در عذاب اينان جاويداند ( 17 ) .
--> ( 1 ) . آج اى . ( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت : دون . ( 3 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : خداوندان . ( 4 ) . آج ، لب : تورات و انجيل . ( 5 ) . آج ، لب : تجاوز نكنيد . ( 6 ) . آن : از . ( 7 ) . آج ، لب : رأيهاى باطل . ( 8 ) . آج ، لب : از ميانه راه به تكذيب محمد . ( 9 ) . مج ، مت ، وز ، لت : لعنت كردند ، آج ، لب ، ملعونند . ( 10 ) . آن : نگرويدند . ( 11 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لب : نافرمانى . ( 12 ) . مج ، مت ، وز ، لت : نهى نكردندى يكديگر را ، آج ، لب : كه باز نمىاستادند ( 13 ) . مج ، مت ، وز : از نابايستى كه كردند ، آج ، لب : از ناسپاسى كه كردند . ( 14 ) . آج . بدا . ( 15 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : كافر شدند . ( 16 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : خشم گرفت . ( 17 ) . مج ، مت ، وز : هميشهاند ، آج ، لب : جاويد باشند .